شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )
ديباچه 146
نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )
32 - ابو الحسن على بن رضوان جيزى مصرى ( درگذشتهء 460 ) در تفسير الاربع مقالات بطلميوس در باب چهارم ميگويد كه وى مشائى و رهرو است و روش ارسطو دارد و مانند او در ستارهشناسى از آنچه روشن است به نهفته و نهانتر ميرسد ( ديباچهء نجات 11 و 17 - فهرست دانشگاه 4 : 862 - ص 391 گفتار رزنتال شناخت فلسفهء افلاطونى در جهان اسلامى در IC 41 سال 1940 ) . او راست « النافع فى كيفية تعليم صناعة الطب » كه دو نسخه از آن در دست است : يكى در چستربيتى ( 5 : 9 ش 4026 در 37 برگ به نسخ خوب سدهء 8 ) ديگرى در قاهره به شماره 483 ( م م م ع 5 : 258 ) كه ليونز در گفتار خود در IQ سال 1961 ( 6 : 1 - 2 ص 65 - 71 ) از آن سخن داشته است و آن در دو بخش است : نخستين در هشت فصل دومى در سه فصل و آن براى شناخت نگارشهاى جالينوس بسيار ارزنده است ، و نكتههاى تاريخى ديگر هم دارد . ( خمس رسائل ص 20 - 28 بخش انگليسى - بروكلمن ذيل 1 : 886 - تاريخ پزشكى اولمان 158 و 230 - گفتار شاخت در 09 / 35 M ZDMG - گفتار آلبيرزكى اسكندر دربارهء دانشگاه اسكندريه و روش آموزش آن در مجلهء معهد المخطوطات 23 : 24 تا 56 ) . 33 - قاضى ابو القاسم صاعد بن احمد اندلسى ( 420 - 462 ) طبقات الامم را در 460 ( ص 99 ) ساخته و در آن تاريخ فلسفهء يونانى و ايرانى و اسلامى را آورده و از سالهاى 448 و 450 ( 456 و 458 ياد كرده است ( ص 135 و 129 و 136 و 132 چاپ مصر ) او در آن فارابى را در منطق بركندى برترى مىنهد . او در آن از ابن جلجل بهره برده و از مسعودى ياد كرده است . دربارهء ارسطو ميگويد كه او را دو گونه نگارش است يكى جزئى كه از آن يك چيز آموخته مىشود ، دومى كلى يادداشت مانند كه با آن آنچه پيشتر دانسته شده بود به ياد مىآيد « تذاكر يتذكر بها ما قد